من یکی دردانه رایی داشتم...... نام تو بر روی آن انگاشتم
یا حسین گویان درون کوچه ها..... پرچم سبز تو را افراشتم
راه آزادی اندیشه، قلم...... من کنار نام تو پنداشتم
حامی تو میر سبز سیدم ......من برای رای خود بس آرزوها داشتم
سیدی تو بی غم و اندوه باش ......من نهال سبز جنبش کاشتم
یارمان گشته شهید راه سبز........ من برایش خاک ها آراستم
نام تو اکنون درون قلب من .......من به نامت شعر خود پیراستم
موسوی میلاد تو نور امید....... من برایت از دل و جان کاستم
واقعیت را بگو آسوده باش .......من کنار ملتی در راه تو برخاستم
سر برای خاک ایران می دهم ......جامه ام را غرق خون می خواستم
وحشت ارباب تاریکی ببین....... من برایش نقشه ها پنداشتم
یاد آن روزی که ساحر ورد داشت..... بهر تو این شعر را انگاشتم
موسوی میلاد تو نور امید....... من برایت از دل و جان کاستم
واقعیت را بگو آسوده باش .......من کنار ملتی در راه تو برخاستم
سر برای خاک ایران می دهم ......جامه ام را غرق خون می خواستم
وحشت ارباب تاریکی ببین....... من برایش نقشه ها پنداشتم
یاد آن روزی که ساحر ورد داشت..... بهر تو این شعر را انگاشتم
رمز شعر :
حروف اول ابیات رو کنار هم بزارید ...... رمز بدست میاد






۱ نظر:
سالمرگش نیز نزدیک است
ارسال یک نظر