در سال ۱۳۷۶ برای اولین بار مردی از تبار صلحجویی با زبان و ادبیاتی متفاوت به میدان آمد. او برای نخستین بار بعد از بیست سال که از پیروزی انقلاب میگذشت، کلمه مرگ را از اصطلاحات و زبان دیپلماتیک و نیز از نطقها و سخنرانیهای خود حذف نمود و برای نخستین بار در پاسخ به مخالفان افراطی و مرگاندیش خود در سخنرانیها، از هواداران خود خواست تا به جای مقابله به مثل از شعار زنده باد مخالف من استفاده کنند. سیدمحمد خاتمی، رئیس جمهور محبوب ایرانیان نه تنها در عرصه ملی که در عرصه بینالمللی نیز به جای گفتمان مرگ محور از زندگی و گفتگو سخن به میان آورد و انقلابی بزرگ در زبان و تفکر سیاسی کشور ایجاد نمود.
اینک بعد از گذشت ۱۲ سال از آن باز-شکوفایی فکری و فرهنگی میبینیم که بار دیگر مرگ اندیشان و افراطیون تریبونهای رسمی را به دست گرفتهاند و هر روز به بهانهای این تفکر بیمار و خطرناک را به بطن جامعه تزریق میکنند. آخرین نمونه آن را میتوان در سخنان سخیف و دردناک احمد جنتی از تریبون نمازجمعه یافت که بیمهابا تفکر کشتار و اعدام را تشویق نمود و از مسوولان امر خواست تا به این سیر خطرناک و مرگبار ادامه دهند و انسانهای بیشتری را به کام مرگ بفرستند.
اما در این میان، هوشیاری جنبش سبز در بهرهگیری از آیین ها، مراسم و راهپیماییهایی که طی دوره سی ساله پس از پیروزی انقلاب و بهویژه پس از تحولات سال 68 ، همواره به عنوان تریبون و پایگاه انحصاری طیفی خاص نگریسته می شد، حاکمیت را در نحوه برخورد با این پدیده دچار تناقضی عمیق کرده است، به گونهای که نه میتواند مانع از برگزاری مراسمی شود که جلوگیری از آن می تواند به خداحافظی نمادین حاکمیت از آیین های رسمی خود تعبیر شود و نه می تواند شاهد قبضه کردن فضای تبلیغاتی – سابقا - در انحصار خود توسط معترضین خود باشد. اعتراضات مردمی در روزهای قدس، 13 آبان، 16 آذر و موارد مشابه، نمونه هایی از پدیده ای بود که می توان آن را تسخیر ابزارهای تبلیغاتی حاکمیت توسط معترضین و بهره گیری از همین ابزارها برای نمایش مطالبات ملی دانست.
به نظر می رسد 22 بهمن امسال می تواند آغاز فصل دیگری از این رویکرد پسندیده جنبش سبز باشد و این فصل را اجمالا میتوان به تحمیل گفتمان غیر خشونت آمیز این جنبش به گفتمان رسمی و تریبونی متکی بر ولتاژ بلندگوهای نصب شده در محل مراسم توصیف کرد.
جنبش سبز می تواند و باید با استفاده از پتانسیل حضور عظیم و خودجوش خود در راهپیمایی 22 بهمن امسال، "زندگی" و زایندگی این جنبش را در شعار های طرح شده نیز نمایانگر شود و با سر دادن شعار زندگی در مقابل فریاد های مرگ خواهی بلندگوها، تبیین گر هویت غیر خشونت طلبانه خود باشد.
شعار "مرگ بر هیچ کس" شعار هویتی جنبشی است که زندگی آزاد برای همه را هدف گذاری کرده است. این بار با حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن، چشم در چشم افراطیونی که هر بار شعار مرگ بر این و آن را سر می دهند خواهیم دوخت و یکپارچه شعار «مرگ بر هیچکس» را سر خواهیم داد. این شعار را آنقدر تکرار میکنیم تا طرف مقابل خسته شود و مجبور شود شعار خود را از مرگ بر... به چیز دیگری تغییر دهد. این اثرگذارترین ابزاریست که ما سبزها میتوانیم برای خشونتزدایی از زبان مبارزه از آن استفاده کنیم. همه با هم در روز ۲۲ بهمن، این شعار را بر پلاکاردهایمان و سربندهایمان مینویسیم و به شعار اصلی جنبش تبدیلش میکنیم
به نظر می رسد 22 بهمن امسال می تواند آغاز فصل دیگری از این رویکرد پسندیده جنبش سبز باشد و این فصل را اجمالا میتوان به تحمیل گفتمان غیر خشونت آمیز این جنبش به گفتمان رسمی و تریبونی متکی بر ولتاژ بلندگوهای نصب شده در محل مراسم توصیف کرد.
جنبش سبز می تواند و باید با استفاده از پتانسیل حضور عظیم و خودجوش خود در راهپیمایی 22 بهمن امسال، "زندگی" و زایندگی این جنبش را در شعار های طرح شده نیز نمایانگر شود و با سر دادن شعار زندگی در مقابل فریاد های مرگ خواهی بلندگوها، تبیین گر هویت غیر خشونت طلبانه خود باشد.
شعار "مرگ بر هیچ کس" شعار هویتی جنبشی است که زندگی آزاد برای همه را هدف گذاری کرده است. این بار با حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن، چشم در چشم افراطیونی که هر بار شعار مرگ بر این و آن را سر می دهند خواهیم دوخت و یکپارچه شعار «مرگ بر هیچکس» را سر خواهیم داد. این شعار را آنقدر تکرار میکنیم تا طرف مقابل خسته شود و مجبور شود شعار خود را از مرگ بر... به چیز دیگری تغییر دهد. این اثرگذارترین ابزاریست که ما سبزها میتوانیم برای خشونتزدایی از زبان مبارزه از آن استفاده کنیم. همه با هم در روز ۲۲ بهمن، این شعار را بر پلاکاردهایمان و سربندهایمان مینویسیم و به شعار اصلی جنبش تبدیلش میکنیم






هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر