۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

محمدرضا خاتمی: به ما می گویند اول توبه کنید

آنها شرطی می گذارند که اصلا گفت و گویی صورت نگیرد
 
 برادر رییس دولت اصلاحات درباره نامه سید محمد خاتمی به رهبر معظم انقلاب گفت :‌ ما هیچ کدام اصلا در جریان این نامه نبودیم تا اینکه تبلیغی روی این موضوع صورت گرفت و حساسیت هایی را برانگیخت و آقای خاتمی هم اظهاراتی را بیان کردند .این باعث شد تا در این باره با ایشان صحبت کنم.

محمد رضا خاتمی در گفت و گو با هفته نامه ایراندخت درباره توضیحات رییس جمهوری سابق افزود : آقای خاتمی به من گفتند که چندین ماه پیش شاید در تابستان نامه ای را نوشته اند که دیدگاههای مختلفی را به صورت روشن اعلام کردند و از محتوای نامه کسی جز ایشان و مقام معظم رهبری خبر ندارد .

وی تاکید کرد که آقای خاتمی هیچ گاه اصل نامه را تکذیب نکرد بلکه محتوای نامه و انچه در این باره مطرح شد را تکذیب کرده است. خاتمی همچنین اظهار داشت که برادرش از طرف کسی نمایندگی ندارد که بخواهد نمایندگی یا میانجیگری کند .
وی راهکار های خروج از بحران را استفاده از عقل و منطق و قانون دانست و خاطر نشان کرد: مشکل اینجاست که طرف مقابل به ما می گوید که در ابتدا شما بیایید و توبه کنید. آنها شرطی می گذارند که اصلا گفت و گویی صورت نگیرد.

وی با تصریح بر اینکه در عرصه سیاست اعتراف به شکست معنا ندار،د گفت :ما نمی خواهیم طرف مقابل را خرد کنیم و او را خوار و ذلیل کنیم همین اینکه پذیرفته می شود راههای دیگری را بیازماییم ،کافی است .
خاتمی افزود: طیف تندرویی حضوردارند که در جریان محافظه کار در اقلیتند . این طبف دو موضوع را قبول ندارد یکی حق انتخاب و دیگری عقل. در عوض می گویند کشور باید بر اساس تعبد اداره شود.

وی به مساله اختلافات میان اصلاح طلبان پرداخت و گفت : در همان زمانی که بحث امدن آقای خاتمی یا موسوی بود ،داشت اختلافی بین اصلاح طلبان شکل می گرفت اما بر اثر آسیب شناسی که بعد از انتخابات مجلس هشتم کرده بودیم، بلافاصله بر این اختلاف غلبه کردیم.

وی معترف شد که در انتخابات ریاست جمهوری نهم؛ تحلیل ها و تاکتیک هایمان اشتباه بود .
خاتمی همچنین خاطر نشان کرد که هیچ وقت در هیچ دوره ای همه اصلاح طلبان نمی توانند یک حرفی بزنند.

هیچ نظری موجود نیست:

 

موج سبز © 2008 Business Ads Ready طراحی شده توسط Ipiet و پشتیبانی شده بوسیله Tadpole's Notez و بهینه شده برای زبان فارسی توسط مجتبی ستوده